بر سر گورم چشمها چرخ میزنند، پیچ و تاب میخورند، پس و پیش میروند و تصادف میکنند. دستها قلاب میشوند، تکان میخورند، بالا و پایین میروند. پاها کشیده میشوند، ضربه میزنند و ستون میشوند. شکمها سیر میشوند، متورم میشوند، پس میدهند! زندگی در کف دستهای من پنهان نیست! پس از من بسیاری خوشبخت خواهند بود و بسیاری بیشتر تیره روز. اما وزن این غربت را، فقط خاک گور خودم خواهد توانست تحمل کند و رازهای محبوس در سینه ام را، فقط نسیمِ شبانگاهیِ نخستینِ مرگم آزاد خواهد کرد آزادشان خواهد کرد تا در شهر مردگان پرواز کنند، برقصند، در گوش بعضیها جیغ بزنند و یک عمر سکوتم را در کوچه ها جار بزنند. تمام داراییهایم مال شما. روانم، همین امشب از روسپیِ مادر به خطای چاک خورده دامانِ خونین دستی دنیا نام، که شما تنگ در آغوشش می فشارید چشم میشوید. شاید فردا دیوانه بخوانیدم و با پاککن کزایی سلیقه تان از دنیای اجسام هم پاک و فراموشم کنید. چه بهتر، که این تقاطع انسانیت و توحش، راهمان را از هم جدا خواهد کرد.
برچسب: z100,z100 top 100,z170 motherboard,
نویسنده: النا میرزاپور
تاريخ: دوشنبه
6 دی
1395 ساعت: 13:35